آتوسا مومنی رئیس مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث ناملموس در آسیای غربی و مرکزی یونسکو در یادداشتی نوشت:خبر درگذشت استاد شیرمحمد اسپندار، اندوهی عمیق برای همه دوستداران فرهنگ و هنر ایران است. با خاموشی او، تنها یکی از بزرگترین نوازندگان دونلی از میان ما نرفت؛ بلکه یکی از واپسین حاملان دانشی کهن، یکی از صداهای اصیل بلوچستان و یکی از گنجینههای زنده فرهنگ ایران، سفر خود را به جاودانگی آغاز کرد.
سرزمینها تنها با مرزهای جغرافیایی شناخته نمیشوند؛ هر سرزمین آوایی دارد، حافظهای دارد و روحی دارد که در وجود انسانهایی استثنایی متجلی میشود. بلوچستان، این پهنه کهن و شکوهمند، یکی از رساترین صداهای خود را در وجود شیرمحمد اسپندار یافته بود. او با دونلی، نه صرفاً موسیقی، بلکه روایت زندگی، طبیعت، بادهای کویر، نخلستانها، سفرها، آیینها و احساسات مردمان سرزمینش را مینواخت.
دونلی، سازی با دو نی و دو صداست؛ سازی که اجرای آن نیازمند مهارتی کمنظیر، تسلط بر تنفس پیوسته و هماهنگی شگفتانگیز میان ذهن، نفس و انگشتان است. اما در دستان استاد اسپندار، دونلی تنها یک ساز نبود؛ زبان فرهنگ بود. او با همین ساز، یکی از مهمترین جلوههای موسیقی بلوچستان را به ایران و جهان معرفی کرد و نشان داد که چگونه یک سنت محلی میتواند به میراثی با ارزش جهانی بدل شود.
زندگی هنری او، خود روایتی الهامبخش از عشق به دانش و هنر بود. روایت آن جوان بلوچ که برای آموختن موسیقی راهی کراچی شد و با دقت در حرکت انگشتان یک نوازنده، راز نواختن دونلی را آموخت، تنها یک خاطره نیست؛ تجلی اراده، پشتکار و شیفتگی به دانشی است که بعدها به یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی ایران تبدیل شد.
استاد اسپندار طی دههها فعالیت هنری، در جشنوارهها و رویدادهای ملی و بینالمللی حضور یافت و با اجراهای ماندگار خود، موسیقی بلوچستان را فراتر از مرزهای ایران معرفی کرد. آلبوم ارزشمند «موسیقی بلوچستان؛ شیرمحمد اسپندار» که توسط نشر ماهور منتشر شد، تنها یک اثر موسیقایی نیست؛ سندی شنیداری از بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین است؛ یادگاری که صدای او را برای نسلهای آینده حفظ خواهد کرد.
افتخارهای او نیز تنها نشانهای فردی نبودند؛ هر تقدیر از استاد اسپندار، در حقیقت ادای احترام به فرهنگ بلوچستان بود. دریافت دیپلم افتخار نوازندگی و دکترای افتخاری موسیقی نواحی، بیانگر جایگاهی بود که هنر او در میان پژوهشگران و دوستداران موسیقی جهان یافته بود. با این همه، بزرگترین افتخار او نه مدالها و عناوین، بلکه ماندگاری هنری بود که با جان خود از آن پاسداری کرد.
در سالهای پایانی عمر، اگرچه بینایی جسمانی او رو به خاموشی رفت، اما روشنایی هنرش هرگز کمفروغ نشد. او همچنان نماد نسلی بود که میراث را نه در کتابها، بلکه در زندگی، در نفس و در عمل حفظ میکرد؛ نسلی که هر استادش یک کتابخانه، یک دانشگاه و یک حافظه زنده بود.
امروز، بیش از آنکه در سوگ یک هنرمند باشیم، در اندوه از دست دادن یکی از حاملان میراث زنده ایران نشستهایم. چنین انسانهایی با رفتن خود، مسئولیتی بزرگ بر دوش ما میگذارند؛ مسئولیت شناسایی، تکریم، مستندسازی و انتقال دانش و مهارت آنان، پیش از آنکه دیر شود.
میراث زنده، پیش از آنکه در فهرستها ثبت شود، در وجود انسانها زندگی میکند. اگر حاملان آن از میان بروند و دانششان منتقل نشود، بخشی از حافظه فرهنگی یک ملت نیز خاموش خواهد شد. از این رو، پاسداشت استادانی چون شیرمحمد اسپندار، تنها ادای احترام به گذشته نیست؛ سرمایهگذاری برای آینده فرهنگ ایران است.
با نهایت احترام، در برابر نام این استاد بزرگ سر فرود میآورم؛ مردی که با نفس خود به دونلی جان بخشید و با هنر خود، نام بلوچستان را در تاریخ موسیقی ایران جاودانه ساخت.
یادش گرامی، راهش ماندگار و نوای جاودانه دونلیاش همواره در حافظه فرهنگی ایران طنینانداز باد.
انتهای پیام/
نظر شما